با فنچ ها مهربان باشيد....
سلام علیکم
بدون هیچ مقدمه چینی می ریم سر اصل مطلب...
جونم براتون بگه که مادیروز صبح رفته بودیم چهار راه کالج کار داشتیم. البته اینکه چیکار داشتیم و چقدر هوا سرد بود و دوستان همه راهها رو بسته بودند تا برادران و خواهران بسیجی و مومن و سربازای گمنام امام زمان راحتتر بتونن برن نماز جمعه ( بلانسبت روم به دیوارگوربابای بقیه کسایی که نمی خواستن برن نماز جماعت )و ما مجبور شدیم از پل کالج تا خود میدون انقلاب رو پیاده گز کنیم و اصلا هم مامور لباس شخصی و کوماندو و پلیس گشت و بسیج و این چیزای بدبد رو ندیدیم و صف کارمندای آتیش نشونی رو که به زور دگنک داشتن می رفتن نمازجمعه مشاهده نکردیم اصلا اهمیتی نداره. اون چیزی که مهمه اینه که تو این فضای پرگرد و خاک فعلی ،(ماسک بذار خفه نشی)
خواص یعنی ماها موضع خودمونو سریعا مشخص کنیم و تو دهنی محکمی بزنیم تو دهن هر چي آدم بي تربيته تا ديگه از اين پررو بازي ها در نيارن
... ببخشيد بحث سياسي شد.بگذريم.... سر خيابون ما يه پارك داره كه شهرداري محترم ناپرهيزي كرده و تازگيها ساختتش. البته الان كه هوا بس ناجوانمردانه سرد شده روزا زياد شلوغ نمي شه ولي گهگاه دو سه تا ليلي مجنون نوجوون رو مي بيني كه دور از چشم نامحرمون اومدن اونجا و دارن گفتمان هاي عاشقانه مي كنن كه البته جسارت نباشه همه اين حرفهاي ...رو اگه حساب کنیم دوزار نمي ارزه ولي خوب جوونيه و هزار درد بي درمون!
دو تا فنچ عاشق ، سن حدودا شونزده هفده ساله كه از زور سرما تقريبا كبود شده بودن نشسته بودن تنگ هم و داشتن به نمي دونم عكس يا يه چيز ديگه تو گوشي موبايل همديگه نگاه مي كردن.حالا شما تصورشو بكنيد تو اون سرما كه نفست وقتي مي ياد تو هوا يخ مي زنه ، رو اون نيمكتهاي آهني پارك ها كه وقتي روشون مي شيني نشيمنگاهت قنديل مي بنده و وقتي مي خواي پاشي ممكنه يه لايه شلوار يا مانتوتو جا گذاشته باشي اون دو تا فنچ دلشكسته و پر بسته چه جوري پيش هم نشسته بودن و داشتن گل مي گفتن و مي شنيدن الله اعلم؟![]()
اينه كه در راستاي حمايت از اين نوگلان عاشق پيشنهاداتي به ذهن انور ما رسيده كه خدمتتون عارض مي شيم:![]()
![]()
از شهردار محترم تقاضا داريم لطف كنه و در اقدامي كارشناسي و دلسوزانه و البته گازانبری همه نيمكتهاي آهني پاركها رو برداره و جاشون كاناپه و راحتي بذاره كه ملت وقتي روش مي شينن ...ونشون يخ نزنه.![]()
پاركها همه مسقف ساخته بشن كه فنچ هاي عزيز ما و ايضا خود ما هم كه ممكنه يه وقتي گذرمون بهشون بيفته از باد و بارون و برف در امان بمونيم. ثواب داره به خدا.![]()
بساط ذرت مكزيكي و شيركاكائو و نسكافه توي پاركها برقرار بشه كه فنچ نر راحت بتونه براي جفت عزيزش خوردني بخره و خودي نشون بده و مجبور نباشه تا دو کیلومتر اونورتر رو دنبال یه سوپر مارکت باپدرمادر بگرده. البته سيب زميي سرخ شده يا هات داگ با سس تند هم بد نيست ها....![]()
تقاضا منديم پليس هاي طرح امنيت اجتماعي هم بي خيال اين بندگان خدا بشن و اینقدر بهشون پیله نکنن و برن راحت تو ماشيناي آخرين سيستمشون لم بدن و چايي هاشونو بخورن . اينجوري خيلي بهتره و هر دو طرف هم راضین. گور پدرناراضی.![]()
والله خيلي عاقلانه تره كه اين جوونا بيرون همو ببينن و با هم حرف بزنن تا بگردن دنبال مكان و جا و خونه خالی و هزار تا سوراخ سمبه دیگه که .... ![]()
لب کلام: با فنچ هامون مهربونتر باشیم.![]()








